سراینده تصنیف«مرغ سحر» کیست؟

دکتر دره دادجو، استاد زبان و ادبیات فارسی، درباره تصنیف سرایی بهار به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)گفت: همه درباره قصیده‌سرایی، آزادی‌خواهی و انقلابی بودن ملک‌الشعرای بهار سخن می‌گویند که البته شکی در آن نیست، ولی من مایلم درباره تصنیف‌سرایی او صحبت کنم.

دادجو ضمن اشاره به این نکته که مقاله‌ای چاپ نشده با عنوان «دلالت‌های بینامتنی شعر و موسیقی در عنصر ترانه» دارد که به صورت سخنرانی در همایشی در دانشگاه شهید بهشتی ارائه شده، گفت: اکنون برای نخستین بار می‌خواهم بخشی از این مقاله را که درباره تصنیف مرغ سحر بهار است، در اختیار ایبنا قرار دهم.

 کمتر کسی درباره تصنیف‌سرایی بهار صحبت می‌کند. ولی باید بدانیم که بهار جزو اولین کسانی بود که دریافت برای نجات موسیقی و ترانه‌سرایی باید از مصرع‌های کوتاه استفاده شود و هجاهای کوتاه و بلند و مصوت‌های زائد باید به شکلی به کار روند که در هیچ جا، کلمه و لفظ، قربانی موسیقی نشود  
دادجو که در حوزه موسیقی نیز فعالیت می‌کند گفت: گرچه تصنیف‌های  کمتر کسی درباره تصنیف‌سرایی بهار صحبت می‌کند. ولی باید بدانیم که بهار جزو اولین کسانی بود که دریافت برای نجات موسیقی و ترانه‌سرایی باید از مصرع‌های کوتاه استفاده شود و هجاهای کوتاه و بلند و مصوت‌های زائد باید به شکلی به کار روند که در هیچ جا، کلمه و لفظ، قربانی موسیقی نشود  
 اجتماعی- انقلابی در ایران با اشعار عارف قزوینی آغاز می‌شود، اما «مرغ سحر» نقطه عطفی در تاریخ ترانه‌سرایی ما به حساب می‌آید. زیرا ملک‌الشعرا به دلیل اشرافی که هم بر ادبیات فارسی و هم شناخت موسیقی داشته، موفق شده کلامی را خلق کند تا در کنار ملودی ممتاز مرتضی نی‌داوود ماندگار شود. نی‌داوود نیز موسیقیدانی است که با شعر و ادبیات فارسی آشنایی داشته است. به عبارت دیگر، ماندگاری تصنیف مرغ سحر حاصل کوشش یک موسیقیدان شاعر و یک شاعر موسیقیدان بوده است.

نویسنده کتاب «موسیقی شعر حافظ» افزود: کمتر کسی درباره تصنیف‌سرایی بهار صحبت می‌کند. ولی باید بدانیم که بهار جزو اولین کسانی بود که دریافت برای نجات موسیقی و ترانه‌سرایی باید از مصرع‌های کوتاه استفاده شود و هجاهای کوتاه و بلند و مصوت‌های زائد باید به شکلی به کار روند که در هیچ جا، کلمه و لفظ، قربانی موسیقی نشود. این در حالی است که، در دیگر ترانه‌ها و ملودی‌ها گاهی مجبوریم چیزی در شعر بیفزاییم یا کم کنیم. ولی در تصنیف مرغ سحر، برای ساخت ملودی، هیچ کلمه‌ای کم یا زیاد نشده است.

دادجو در تحلیل تصنیف مرغ سحر به بندهای مختلف آن اشاره کرد و گفت: در بند نخست، مخاطب با رنگ ملایمی از اعتراض مواجه می‌شود و گرچه ترانه تا  ترانه بهار برای آهنگ خلق شده است و این مناسب‌ترین نوع شعر برای ملودی ایرانی است. بهار با اشراف کاملی که به موسیقی داشته، توانسته شعر و آهنگ را با تفاهم کامل پیش ببرد. برای پیشرفت در حوزه ترانه‌سرایی و موسیقی به چنین فرم‌هایی نیازمندیم  
انتهای بند با کلماتی مانند بلبل پربسته، خدا، فلک، طبیعت تا حدی تغییر  ترانه بهار برای آهنگ خلق شده است و این مناسب‌ترین نوع شعر برای ملودی ایرانی است. بهار با اشراف کاملی که به موسیقی داشته، توانسته شعر و آهنگ را با تفاهم کامل پیش ببرد. برای پیشرفت در حوزه ترانه‌سرایی و موسیقی به چنین فرم‌هایی نیازمندیم  
 جهت می‌دهد، ولی رنگ اعتراض اجتماعی آن هرگز از بین نمی‌رود.

او با اشاره به این که مردم معمولا فقط بند اول این تصنیف را بلد هستند و شنیده‌اند، در تحلیل بند دوم می‌گوید: شاعر در بند اول مخاطب را با زبانی تمثیلی و استعاری درباره تلخی‌های اجتماعی آماده می‌کند تا او را به بند دوم سوق دهد، بندی که در آن یک سری اخبار و اطلاعات تلخ مانند «عمر حقیقت به سر شد»، «عهد و وفا پی‌سپر شد»یعنی تمام شد، «ناله عاشق، ناز معشوق / هر دو دروغ و بی‌اثر شد» به مخاطب منتقل می‌شود.

وی ادامه داد: پس آنچه در بند اول با لفافه بیان می‌شود، در همان ابتدای بند دوم با یک سری اعتراضات تند و تلخ به طور علنی بیان می‌شود. زیرا در همین بند است که شاعر می گوید:
ظلم ظالم، جور ارباب
زارع از غم، گشته بی‌تاب
ساغر اغنیاء، پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد

این استاد دانشگاه با اشاره به مخاطبان متفاوت تصنیف مرغ سحر در بندهای مختلف گفت: در بند اول گوینده و مخاطب، چه بهار و چه شنوندگان، از سطح متوسط جامعه بالاترند. گویی مردمی هستند که هم ادبیات و هم موسیقی و هم شعر را می‌شناسند. ولی بند دوم، بیان نوعی فراموش شدگی تمام مردم ایران است، مردمی که هر یک به نوعی با بی‌عدالتی مواجه بوده‌اند.

 زبان شعری و تصنیف ترانه «مرغ سحر» به دلیل ذات طبقاتی ترانه‌سرای آن، در ادبیات و فرهیختگی شاعر حل و هضم می‌شود. زیرا اصطلاحاتی مانند «ساقی گل‌چهره» و «آب آتشین» از جمله واژه‌هایی هستند که کمتر در ترانه‌های عامیانه و فرودست جامعه کاربرد دارد  
دادجو  زبان شعری و تصنیف ترانه «مرغ سحر» به دلیل ذات طبقاتی ترانه‌سرای آن، در ادبیات و فرهیختگی شاعر حل و هضم می‌شود. زیرا اصطلاحاتی مانند «ساقی گل‌چهره» و «آب آتشین» از جمله واژه‌هایی هستند که کمتر در ترانه‌های عامیانه و فرودست جامعه کاربرد دارد   درباره بند سوم این تصنیف گفت: در این بند شکوائیه‌های ترانه به اوج
خود می‌رسد و مخاطب از مرغ و پرنده به مخاطب بزرگ‌تری می‌رسد. و همین‌جاست که ملودی نیز اوج می‌گیرد.

وی دریاره فرهیختگی ملک‌الشعرای بهار گفت: زبان شعری و تصنیف ترانه «مرغ سحر» به دلیل ذات طبقاتی ترانه‌سرای آن ، در ادبیات و فرهیختگی شاعر حل و هضم می‌شود. زیرا اصطلاحاتی مانند «ساقی گل‌چهره» و «آب آتشین» از جمله واژه‌هایی هستند که کمتر در ترانه‌های عامیانه و فرودست جامعه کاربرد دارد.

دادجو با تکمیل گفته هایش توضیح داد: تصنیف مرغ سحر، در هماهنگی کامل شعر و موسیقی قرار دارد و هیچ یک نسبت به دیگری نه جلو زده‌اند و نه عقب مانده‌اند. فراز و فرودهای این ملودی کاملا با یکدیگر هماهنگ هستند و چنین ترانه‌هایی برای ملودی‌های ایرانی مناسبند. این در حالی است که در تناسب غزل فارسی با ملودی‌های ایرانی جای بحث وجود دارد. زیرا گاهی شعر فدای موسیقی می‌شود. ولی ترانه بهار برای آهنگ خلق شده است و این مناسب‌ترین نوع شعر برای ملودی ایرانی است. بهار با اشراف کاملی که به موسیقی داشته، توانسته شعر و آهنگ را با تفاهم کامل به پیش ببرد. و ما برای پیشرفت در حوزه ترانه‌سرایی و موسیقی به چنین فرم‌هایی نیازمندیم.

 

 

http://freebooks24.ir

 

  
نویسنده : پوراحمد ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٦
تگ ها :